تبلیغات
بیداری اسلامی - گذری بر اندیشه های امام خمینی

بیداری اسلامی

بزرگ مردتاریخ

جستجو
دوستان من
لینک های مفید
لوگو دوستان

بیداری اسلامی
یاصاحب الزمان1

جعبه حدیث

موضوع: بیداری اسلامی در کلام امام خمینی (ره) -بیداری اسلامی -بیداری اسلامی یعنی چه؟ -

از همان زمان صدر اسلام كه مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روشهای عادلانه حكومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهیان توحید, در مقابل ارزشهای آئین آسمانی اسلام تمكین كردند, حكومت از نظر آنها وسیله ای برای تامین عدالت اجتماعی و ابزاری موثر برای رسیدن به ارزشهای الهی در جامعه بود.

دل دادگان به آئین محمدی تداوم اسلام اصیل را در چهره علی (ع) و خاندانش دیدند زیرا عدالت در خانه علی و فاطمه (س) ساكن شده بود و صدای آزادی از سرزمین كربلا به گوش می رسید و این بود كه ایرانیان به تدریج به سوی تشیع كشیده شدند و در طول تاریخ با الهام از اسلام اصیل و خون پاك شهدای تشیع به ویژه درس آموزی از سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) در برابر زورگوییهای حكام مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند.

در طول تاریخ پس از اسلام براساس آموزه های مكتب تشیع مردم ایران همواره به ویژه در دوران غیبت امام عصر(عج) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشكیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه كهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در این حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع, زمینه ای را فراهم كرد تا مومنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهمترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند و حتی برای یك روز هم حاكمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمانهای اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانكه در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اتفاق افتاد.


انقلابی كه زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت.


رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت كه شخصیتش در مكتب فقه و فقاهت «فیضیه» شكل گرفته بود. فقیهی فرزانه, عارفی آگاه, فیلسوفی شجاع, ادیبی عمیق, مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلكه آن را وظیفه خود می دانست. كلامی جذاب و فكری پویا داشت. ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان كه از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می كرد, اعتقادش چون صخره های سخت, و همتش به بلندای قله ها بود, چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد.


شاید بتوان گفت اولین و مهمترین پیامی كه منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید, چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استكبار جهانی به ویژه آمریكا نبود كه این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی كه دردآشنای غربت اسلام و تاریكی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب, افكار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت.


امام راحل همواره حكومت را برای مردم, با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاكید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند, زیرا مهمترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاكمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد كه تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم.


منظور ایشان از استقلال در تمام جنبه ها و شئون بود. در عین حال خودباختگی را مانعی در راه استقلال می دیدند و خودباوری و خودكفایی را شرط استقلال حتی استقلال فكری می دانستند. ایشان در سخنان خود در دیدار با وزیر و كاركنان آموزش و پرورش وقت در سال 1360 می فرمایند:


«ما باید سالهای طولانی زحمت و مشقت بكشیم یا از فطرت ثانی خود متحول شویم و خود را بیابیم و روی پای خویش بایستیم و مستقل گردیدیم و دیگر احتیاجی به شرق و غرب نداشته باشیم و... اگر این مهم را انجام دادیم, مطمئن باشید كه هیچ كس و هیچ قدرتی نمی تواند به ما ضربه بزند.


اگر ما از نظر فكری مستقل باشیم آنها چگونه می توانند به ما ضربه بزنند».2


امام خمینی (ره) با دم مسیحایی خود روح اعتماد به نفس و خودباوری را در كالبد ملت ایران دمید و این ملت را به نقطه غرورمند خودباوری رسانید, او در فرازی از سخنان خود فرمود :


«اطمینان داشته باشید اگر بخواهید می شود. اگر بیدار بشوید می خواهید, شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را كه نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربیها از ما بالاتر نیستند».3


در بخش دیگری از رهنمودهای خویش فرمود:


«اساس, باور این دو مطلب است: باور ضعف و سستی و ناتوانی ـ و باور قدرت و قوه و توانایی. اگر ملت این باور را داشته باشد كه ما می توانیم در مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم, این باور اسباب این می شود كه توانایی پیدا می كنند و در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی می كنند. این پیروزی كه شما به دست آوردید برای اینكه باورتان آمده بود كه می توانید ...».4


حضرت امام خمینی (ره) آزادی را بالاترین نعمتی می دانستند كه از سوی خالق باریتعالی به بشریت عطا شده است. انسان را مختار و آزاد آفرید تا او را در بستر حیات و زندگی بیازماید. آزادی به عنوان ارمغانی بزرگ از سوی دین مبین اسلام به انسانهای آزاداندیش پیش كش شد و آنانكه با همه توان فكری خود به میدان آمدند تا دین و آزادی را در مقابل یكدیگر قرار بدهند امام راحل (ره) فرمود:


«در اسلام دمكراسی مندرج است و مردم آزاد هستند به بیان عقاید خود بپردازند و بدان عمل كنند تا زمانی كه توطئه ای در كار نباشد و مسائلی مطرح نشود كه نسل ایران را به انحراف بكشاند».5


آنچه كه در اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) قابل طرح است, پیدایش نهال نوپای دمكراسی دینی در انقلاب اسلامی بود, دمكراسی به معنای تحقق عینی حق تعیین سرنوشت دنیایی و دین به معنای حضور حق در حیات فردی و جمعی است. از نظر ایشان انسان موجودی است كه می تواند با اتكا بر خصلت وجودی خویش (اراده), به معنای وجودی خویش (كمال) تحقق بخشد و به مفهوم كلیدی در فلسفه اخلاق امام خمینی (ره) همانا عمل صالح است و مبارز سیاسی مصداقی است از مصادیق عمل صالح.


برای مشاهده ادامه متن به  ادامه مطلب  بروید

                                                      منبع : http://khorshiderahnama.blogfa.com

از همان زمان صدر اسلام كه مردم ایران با اندیشه های عدالت طلبانه و روشهای عادلانه حكومت عدل اسلامی آشنا شدند و بدون مقاومت در برابر سپاهیان توحید, در مقابل ارزشهای آئین آسمانی اسلام تمكین كردند, حكومت از نظر آنها وسیله ای برای تامین عدالت اجتماعی و ابزاری موثر برای رسیدن به ارزشهای الهی در جامعه بود.

دل دادگان به آئین محمدی تداوم اسلام اصیل را در چهره علی (ع) و خاندانش دیدند زیرا عدالت در خانه علی و فاطمه (س) ساكن شده بود و صدای آزادی از سرزمین كربلا به گوش می رسید و این بود كه ایرانیان به تدریج به سوی تشیع كشیده شدند و در طول تاریخ با الهام از اسلام اصیل و خون پاك شهدای تشیع به ویژه درس آموزی از سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) در برابر زورگوییهای حكام مسلمان نما و ظالم به مقابله و مقاومت برخاستند.


در طول تاریخ پس از اسلام براساس آموزه های مكتب تشیع مردم ایران همواره به ویژه در دوران غیبت امام عصر(عج) مطیع علمای دین و مراجع تقلید بودند. تشكیل حوزه های دینی در شهرهای ایران به خصوص شهر قم و حوزه كهن و ریشه دار نجف و ظهور مراجع بزرگ در این حوزه ها و داشتن تعامل و ارتباط هرچه بیشتر مردم با مراجع, زمینه ای را فراهم كرد تا مومنان آزاده رهبران دینی مورد اعتماد خود را مهمترین مرجع حل وفصل مسائل خویش بدانند. در حوادث واقعه به آنان مراجعه نمایند و حتی برای یك روز هم حاكمیت ستمگران را نپذیرند و از همین نقطه به راهنمایی روحانیون و الهام از آرمانهای اسلامی قدم به قدم گام در راه مبارزه با استبداد و استعمار بگذارند چنانكه در انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) اتفاق افتاد.


انقلابی كه زلزله ای در جهان معاصر ایجاد نمود و جهانیان را به شگفتی واداشت.


رهبری این انقلاب را مردی برعهده داشت كه شخصیتش در مكتب فقه و فقاهت «فیضیه» شكل گرفته بود. فقیهی فرزانه, عارفی آگاه, فیلسوفی شجاع, ادیبی عمیق, مفسری بینا و سیاستمداری دانا بود. او سیاست و سیاستداری را پیشه خود نمی دانست بلكه آن را وظیفه خود می دانست. كلامی جذاب و فكری پویا داشت. ذهن و زندگیش جامع علم و عمل بود هر آنچه را بر زبان می راند و به هر میزان كه از مردم می خواست خود پیش و بیش از دیگران به آن عمل می كرد, اعتقادش چون صخره های سخت, و همتش به بلندای قله ها بود, چون شجره طیبه اندیشه اش از آبشخور فرهنگ قرآن سیراب می شد.


شاید بتوان گفت اولین و مهمترین پیامی كه منادی انقلاب و رهبر فرزانه مان به گوش جهان و جهانیان رسانید, چیزی جز خدامحوری و رهایی بی قید و شرط از سلطه شوم استكبار جهانی به ویژه آمریكا نبود كه این آوای جانبخش بر دلهای آزاداندیشان و مجاهدانی كه دردآشنای غربت اسلام و تاریكی انحطاط اندیشه بودند نشست و همچون آهن ربایی جذاب, افكار و اندیشه ها را معطوف به خود ساخت.


امام راحل همواره حكومت را برای مردم, با مردم و در خدمت مردم می خواستند و تاكید فراوان بر استقلال و خودباوری داشتند, زیرا مهمترین عامل موثر در جهت قطع ایادی شرق و غرب و دستیابی به حاكمیت و استقلال چیزی جز خودباوری نیست و این روحیه وقتی بوجود خواهد آمد كه تحولی عظیم را در جان و درون خود بوجود آوریم.


منظور ایشان از استقلال در تمام جنبه ها و شئون بود. در عین حال خودباختگی را مانعی در راه استقلال می دیدند و خودباوری و خودكفایی را شرط استقلال حتی استقلال فكری می دانستند. ایشان در سخنان خود در دیدار با وزیر و كاركنان آموزش و پرورش وقت در سال 1360 می فرمایند:


«ما باید سالهای طولانی زحمت و مشقت بكشیم یا از فطرت ثانی خود متحول شویم و خود را بیابیم و روی پای خویش بایستیم و مستقل گردیدیم و دیگر احتیاجی به شرق و غرب نداشته باشیم و... اگر این مهم را انجام دادیم, مطمئن باشید كه هیچ كس و هیچ قدرتی نمی تواند به ما ضربه بزند.


اگر ما از نظر فكری مستقل باشیم آنها چگونه می توانند به ما ضربه بزنند».2


امام خمینی (ره) با دم مسیحایی خود روح اعتماد به نفس و خودباوری را در كالبد ملت ایران دمید و این ملت را به نقطه غرورمند خودباوری رسانید, او در فرازی از سخنان خود فرمود :


«اطمینان داشته باشید اگر بخواهید می شود. اگر بیدار بشوید می خواهید, شما بیدار بشوید و بفهمید این معنا را كه نژاد ژرمن از نژاد آریا بالاتر نیست و غربیها از ما بالاتر نیستند».3


در بخش دیگری از رهنمودهای خویش فرمود:


«اساس, باور این دو مطلب است: باور ضعف و سستی و ناتوانی ـ و باور قدرت و قوه و توانایی. اگر ملت این باور را داشته باشد كه ما می توانیم در مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم, این باور اسباب این می شود كه توانایی پیدا می كنند و در مقابل قدرتهای بزرگ ایستادگی می كنند. این پیروزی كه شما به دست آوردید برای اینكه باورتان آمده بود كه می توانید ...».4


حضرت امام خمینی (ره) آزادی را بالاترین نعمتی می دانستند كه از سوی خالق باریتعالی به بشریت عطا شده است. انسان را مختار و آزاد آفرید تا او را در بستر حیات و زندگی بیازماید. آزادی به عنوان ارمغانی بزرگ از سوی دین مبین اسلام به انسانهای آزاداندیش پیش كش شد و آنانكه با همه توان فكری خود به میدان آمدند تا دین و آزادی را در مقابل یكدیگر قرار بدهند امام راحل (ره) فرمود:


«در اسلام دمكراسی مندرج است و مردم آزاد هستند به بیان عقاید خود بپردازند و بدان عمل كنند تا زمانی كه توطئه ای در كار نباشد و مسائلی مطرح نشود كه نسل ایران را به انحراف بكشاند».5


آنچه كه در اندیشه سیاسی حضرت امام (ره) قابل طرح است, پیدایش نهال نوپای دمكراسی دینی در انقلاب اسلامی بود, دمكراسی به معنای تحقق عینی حق تعیین سرنوشت دنیایی و دین به معنای حضور حق در حیات فردی و جمعی است. از نظر ایشان انسان موجودی است كه می تواند با اتكا بر خصلت وجودی خویش (اراده), به معنای وجودی خویش (كمال) تحقق بخشد و به مفهوم كلیدی در فلسفه اخلاق امام خمینی (ره) همانا عمل صالح است و مبارز سیاسی مصداقی است از مصادیق عمل صالح.


دشمن شناسی و استكبارستیزی از مهمترین عناصر فرهنگ و تمدن در حیات اجتماعی است. جاودانگی و استمرار این اندیشه بیش از هر چیز مرهون سعی و تلاش رادمردان و بزرگان و فرزانگانی است كه با همت والای خویش گام در این راه نهادند و همچون نوری در دنیای ظلمانی جوامع بشری را هدایتگری كردند و مردم را به قسط و عدالت, سعادت و آزادی و استقلال فراخواندند.


امام خمینی خود یكی از این دشمن ستیزان, آگاه و بلندآوازه بود كه با تكیه بر روح ذلت ناپذیری و ستم ستیزی فریاد «هیهات منا الذله» را كه برگرفته از اسلام ناب محمدی (ص) بود سردادند و این فریاد كه از عمق ایمان او نشات می گرفت لرزه بر پیكره بیگانگان و بیگانه پرستان افكند. از كلام و كلماتش كرامت می بارید و مشعل امید را در دلهای سرد و فرسوده برمی افروخت و همچون اكسیری ناب, مس دلها را مبدل به طلای خالص می ساخت نهیبش صاعقه ای بود برای نوكران استكبار و حركتی پر از جوشش بود توكل و تقوایش بارقه ای بود برای جذب عدالت جویان و رسانیدن آنان به ساحل نجات.


آن پیر روشن ضمیر, در هر شرایط مناسبی, به روشنگری می پرداخت و اهداف شوم دشمنان را برملا می ساخت او در تاریخ 29/4/67 مسلمانان را به پاسداری از هویتهای الهی توصیه كرد و تصمیم شیطانی دشمن را نسبت به غارت ارزشهای اسلامی گوشزد نموده و فرمود:


«نكته مهمی كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم اینست كه دشمنان ما و جهانخواران تا كی و كجا ما را تحمل می كنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند به یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبیها و ارزشهای معنوی و الهیمان نمی شناسند و به گفته قرآن كریم, هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی دارند مگر اینكه شما را از دینتان برگردانند.»6


از مهمترین محورهای بحث احیاگری و اصلاح طلبی امام خمینی (ره) در اندیشه هایشان: اعتقاد آن حضرت به احیای اندیشه حكومت اسلامی و رهبری دینی است. زمانی كه حضرت محمد(ص) از مكه به مدینه هجرت نمودند در مدینه پایه های حكومت اسلامی را بنیان نهادند و ده سال آخر عمر گهربار خویش را به تقویت و تحكیم آن پرداختند, در تاریخ اسلام از آغاز تاكنون شاهد حركتهای اصلاحی جهت احیای اندیشه حكومت اسلامی بوده ایم و می توان به نمونه هایی همچون, سیدجمال الدین اسدآبادی, محمد عبده, جنبش اخوان المسلمین و در ایران نهضت فدائیان اسلام و جنبش جنگل اشاره كرد.


ولی اقداماتی كه توسط امام خمینی (ره) بعنوان رهبر و بنیانگذار این حركت صورت گرفته است بصورت «محوری» بوده است. ایشان در گفته ها, سخنرانیها و آثار مكتوب خویش همواره نظر به ضرورت تبیین حكومت اسلامی داشتند. ابتدا به تبیین نظری و سپس به تبیین عملی و تشكیل حكومت اسلامی اقدام نمودند. به گونه ای تلاش ایشان باعث جلب نظر شخصیتها و اندیشمندان دینی به سیاست و امور سیاسی شد كه در این زمینه آثار گرانبهایی از خود برجای گذاشتند.


زمانی كه امام راحل به احیای ایده حكومت اسلامی مبادرت ورزیدند مهمترین راه اصلاح این ایده را تقویت نظریه عدم جدایی دین از سیاست می دانستند. هرچند در تاریخ كشور ایران «مدرس» ازجمله پیشگامان مبارزه با اندیشه جدایی دین از سیاست بود و سخن معروف وی كه «دیانت ما عین سیاست ما, و سیاست ما عین دیانت ماست» همواره دلنشین, عمیق و به یادماندنی است, اما اولین كسی كه این نظریه را عینیت بخشید امام خمینی بود و همواره بر این باور بود كه:


«اسلام دین سیاست است, دینی است كه در احكام آن در مواقف آن سیاست بوضوع دیده می شود».7


به طور خلاصه می توان گفت محورهای احیاگری اندیشه حكومت اسلامی امام خمینی: «مبارزه با اندیشه جدایی دین از سیاست, تبیین ضرورت تشكیل حكومت اسلامی و ماهیت اصول و اهداف این حكومت و تبیین الگوی رهبری در حكومت اسلامی» از مهمترین اقدامات حضرت امام در این عرصه بوده است كه به انجام رسانیدند.


امام در رابطه با تشكیل و اداره حكومت بر این باور بود كه تشكیل حكومت از وظایف مهم و اصلی علمای اسلام است و آن هم بدین معنا كه اداره صحیح امور مردم و محو ظلم باید توسط حاكمیت و حاكمان انجام پذیرد:


«عهده دارشدن حكومت فی حد ذاته شان و مقامی نیست, بلكه وسیله انجام وظیفه اجرای احكام و برقراری نظام عادلانه اسلام است...».


«ائمه و فقهای عادل موظف اند كه از نظام و تشكیلات حكومتی برای اجرای احكام الهی و برقراری نظام عادلانه اسلام و خدمت به مردم استفاده كنند. صرف حكومت برای آنان جز رنج و زحمت چیزی ندارد منتها چه بكنند مامورند انجام وظیفه كنند. موضوع «ولایت فقیه» ماموریت و انجام وظیفه است»8.


آن بزرگوار مشروعیت همه اركان نظام را بسته به رای و خواست مردم در چارچوب معیارهای دینی می دانستند. امروز در اغلب كشورهای دنیا مردم حكومت و حاكمان را تعیین می كنند. امام راحل نیز همین كار را كرد حتی در تعیین اركان نظام از رهبری گرفته تا سایر مراكز قدرت مردم نقش تعیین كننده خود را با انتخاب چهره های مورد نظر ایفا كردند اگرچه انتخاب در نظام اسلامی و ولایی با انتخاب در نظامهای دموكراسی لیبرال تفاوت های فراوانی دارد.


امام خمینی با اعتقاد به عینیت دیانت و سیاست اعتقاد به «سیاست اسلامی» داشتند یعنی اسلام بایستی به عنوان هدف و سیاست به عنوان روش و وسیله نیل به هدف مورد توجه قرارگیرد نه اینكه اسلام به عنوان ابزاری سیاسی مورد سواستفاده برخی از سوداندیشان واقع شود.


از این رو فرهنگ استكبارستیزی و دشمن شناسی و داشتن خودباوری و استقلال كه برگرفته از اندیشه امام راحل مان است باید سرلوحه افكار و اعمالمان قرار دهیم و همواره درصدد دفاع از شرف و اقتدار ملی خود برآئیم و بر سخن هوشمندانه و جهت بخش مقام معظم رهبری در این رابطه تاكید ورزیم كه فرمود:


«هر ملتی اگر تسلیم سلطه قدرتهای بزرگ عالم شد, از دست رفته است, هر ملتی اگر حاضر شد از شرف ملی, اقتدار ملی و اراده ملی خود چشم بپوشد در ورطه بی پایان وادی ای كه آخر آن معلوم نیست لغزیده است».


پاورقی


1ـ كتاب «راه انقلاب», ج 1, ص 281.


2ـ صحیفه نور, ج 15, ص 192.


3ـ صحیفه نور, ج 13, ص 287.


4ـ همان, ج 14, ص 194.


5ـ همان منبع, ج 4, ص 234.


6ـ صحیفه نور, ج 20, ص 237.


7ـ صحیفه نور, ج 8, ص 265.



نوشته شده در چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391 توسط Mosafer
مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
امکانات سایت
Blog Skin